درس 1

اصول آموزش

1/1) سازماندهی طرحهای فردی.

2/1) کپی گرفتن از یادداشتهای کارگران.

3/1) تناسب هر طرح آموزشی.

4/1) مزایا و معایب آموزش.

5/1) هدف نهایی آموزش ایمنی.

6/1) طرح تایید شده    cd/esHA

7/1) منابع وخصوصیات نیازمندیهای آموزشی  CD/ESHA

8/1) خصوصیات مربی و مدارک آموزشی.

9/1) زمان آموزش و باز آموزی  CD/ESHA

10/1)  تربیت مربی.

11/1) وعده مدیریت/ مشارکت کارگر.

12/1)آموزش بعنوان روندی دوسویه.

13/1) صحبت کردن به زبان  شاگردان.

14/1) تدریس انتقالی (نقش بازی کردن، مطالعات موردی ، توضیحات واقعی)

15/1) مربیگری / تیم سازی.

16/1) نیروی عادت.

17/1) تکرار.

18/1) جلسات ایمنی جعبه ابزار وrap

19/1) مشارکت در آموزش .

20/1) ارزیابی آموزش.

21/1) آموزش ایمنی یک ماموریت ویژه.

22/1) چک لیست علی آموزش ایمنی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                    درس 1

اصول آموزش:

در جهت پیروی از قوانین بسیار از اشتغالات سطح کوچک و متوسط نیازمند آموزش نکاتی هستند که به امور اصلی امنیتی شان منتهی می شود. هدف این کتاب برطرف کردن آن نیاز است. درحالیکه آموزش فرصت شغلی در قوانین Cd/osHA ذکر شده است مباحث زیر نکاتی هستند که خصوصا برای اشتغال در صنعت عمومی اهمیت دارند. پشتوانه

بیماریهای خونی ( فقط در سطح آگاهی )

مواد خطرناک شیمیای (در سطح پاسخگویی به سوالات ابتدایی)

تحت کنترل درآوردن پتانسیل های خطرناک (باز گشایی/ بستن)

مطالعه شرایط کار جهت بهبود کیفیت.

ایمنی لیفتراک

روابط خطرناک (مفید برای کارگران)

محافظ از شنوایی

تجهیزات محافظی فردی .

ایمنی ابزار قدرتی

محافظت از سیستم تنفسی.

این کتاب بیشتر از توجه به هر کدام از موضوعات آموزشی ، روی 12 موضوع کلیدی ذکر شده تاکید دارد. اولا ، به نظری می رسد.، تعدادی از این مباحث ، اساس بازدیدهای و دیدگاههای Cd/osHA می باشد. ثانیا، و دردرجه بسیار مهمتر ، آموزش این 12 مبحث می تواند به طور بخصوص در توانمندی کار فرماها برای پیشگیری از اتفاقات و صدمات محیط کار موثر باشد. صدمات میزان خسارت کارگران وزمان استراحت گارگران را بالا می برد. صدمات تعهد کاری و تولید گرایی کاهش می دهد. در واقع ، مبلغ کلی تنها یک صدمه غیر قابل تصور می باشد. کار فرمایان موضوع به کارگران شان یاد نمی دهند که از قانون تابعیت کنند یا مردم خوبی باشد ، بلکه به آنها می آموزند که محیط کارشان و محصولاتشان را توسعه دهند. یک محیط کار امن همیشه جایی است که محیط رقابت باشد. این امر مسئله ای بسیار کم هزینه و بسیار تولیدآور است و مستقیما به اهداف کار فرما ختم می شود.

1-1)          سازماند هی برنامه های فردی.

هر یک از برنامه های آموزشی برا ی 12 موضوع فردی به دوبخش اصلی تقسیم  می شود.

-  قسمتی از آن که شامل بخشهای زیر می شود، موضوعاتی را مطرح می کند که برای کمک به آموزشگران طراحی شده است.

 -هدف و میزان استاندارد قابل دسترسی .

-  ادراکات غلط مربوط به استاندارد.

نکات و مطالب حائز اهمیت.

-  فعالیتهای پیشنهاد شده.

-  نیازمندی ها قانونی .

- مراحل آموزش.

- برگه معرفی نامه کارگر.

- پاسخ های پرسش ها.

قسمتی برای کارگران که موارد زیر را شامل می شود: (و البته آموزشگران نیز برای آموزش دیگران با آنها را مسرور کنند.)

یک گزارش اساسی درباره موضوع ومشتمل بر پرسشهای کوتاه.

-خلاصه مطالب کلیدی موضوع.

همچنین چندین برنامه که حاوی اطلاعاتی هستند که می تواند برای آموزش گران مفید واقع شود. برای مثال ، برنامه بیماری های مربوط به خون ، نسخه ای از کل قوانین CAL/OSHA  را که شامل می شود، چون وقتی خودCAL/OSHA به عنوان بخشی از مبحث آموزشی قرار می گیرد، به تناسب به آن قوانین نیاز دارد. در مجوع ، در صورت نیاز ، جزوه نوشتاری ساده ای بوسیله استاندارد متناسب با CAL/OSHA  فراهم می شود. این مورد مربوط به ایمنی لیفتراک ، باز و بسته کردن دستگاهها و تجهیزات محافظی فردی می شود.

2/1) کپی گرفتن از برگه های شرح وظایف کارگران.

یکی از مهمترین منافع این کتاب آن است که به کارفرما اجازه می دهد تا شرح وظایف کار گران را کپی کرده و بین آنها توزیع کند. خلاصه ای از نکات کلیدی نیز موجود است که می توان آنها را کپی و بین کارگران توزیع نمود. این خلاصه می تواند به اضافه شرح وظایف کامل یا به جای آن برای اصطلاح کارگر از اهداف اصلی آموزش مورد استفاده قرار گیرد.

خلاصه نکات مهم می تواند به عنوان یک برگ تقلب نیز ، توسط کارگران برای یاد آوری اصول استاندارد مورداستفاده قرار گیرد.

موقع کپی کردن شرح وظایف برای توزیع بین کارگران ، شماره انتشار نسخه باید روی همه کپی ها موجود باشد. کپی ها ممکن است فقط بین کارگران توزیع شود.

درکل ، نباید هیچ بخشی از شرح وظایف به موضوعات دیگر پیوست شود یا شامل موضوعات دیگر شود، یا نباید مطالب نوشته شده توسط انتشارات بدون شماره انتشار بین المللی چاپ شود.

3/1)  متناسب بودن هر برنامه آموزشی.

در مقدمه هر برنامه ، بخشی مربوط به هدف و سطح استاندارد CAL/OSHA وجود دارد که مشتمل بر کارفرماها و کارگران مربوطه می شود. این بخش به کار فرمایان این امکان را می دهد که به سرعت برنامه های متناسب با شرایط خود را بشناسند و بدانند که کدامیک از کارگران شان برای مطابقت با قوانین CAL/ISHA   به آموزش در شرایط خاص نیاز دارند. ممکن است یک کارفرما هیچ کارگری نداشته باشد که به آموزش در شرایط خاصی نیاز داشته باشد. برای مثال، کار فرمایی که از لیفتراک استفاده نمی کند، کار گرانش نیز تحت آموزش دوره لیفتراک CAL/OSHA قرار نمی گیرند. از طرف دیگر ، یک کار فرما ممکن است کارگرانی داشته باشد که برخی از آنها به آموزش یک استاندارد نیاز داشته باشند ولی برخی از آنها غیره برای مثال استاندارد آشنایی با آلاینده های خونی CAL/OSHA فقط برای کارگرانی مورد نیاز است که ممکن است در محل کار داری ویروسهای بیماریهای خونی باشند.

 

4/1) مزایا ومعایب آموزش .

آموزش برای موفقیت هر برنامه ایمنی لازم است . این امر خصوصا برای کارگران بی تجربه و کارگران صدمه طلب  بسیار مفید است. در واقع ، تحقیق اخیر نشان می دهد که آموزشی تنها و مهمترین عنصر هر طرح ایمنی است ، چون بسیار از حوادث در نتیجه کارهای غیر ایمنی بوجود می آیند ، نه شرایط غیر ایمنی . کارهای روزمره خود را در نظر بگیرند. آیا بیشتر تصادفهای خود رویی بخاطرترمزهای بد و چراغهای غلط (شایط غیر ایمنی) اتفاق می افتد یا به دلیل سرعت بالا ، مصرف نوشیدنیهای الکلی ، و عبور از چراغ قرمز؟ (کارهای غیر ایمنی) متاسفانه ، خطای انسان عامل بسیاری از حوادث است. به همین دلیل ، آموزش اهمیت زیادی دارد.

بهر حال، آموزش علاج تمام بیماری های ایمنی نیست. مدیریت باید به خاطر داشته باشد که اجبارهای زیادی نیز برای کارگران در کنار آموزش باید باشد. برای مثال مکالمات شنیداری را در نظر بگیرید. اولین مسئولیت کارفرما حذف صداهای غیر ضروری در حین فعالیتهای مهندسی است. اگر مدیر در اعمال این امور اجباری موفق شود، دیگر نیازی به استفاده از گوشی ها ی صداگیر توسط کارگران و آموزش دیدن برای استفاده از آن نیست . به طور مشابه ، لوازم حفاظت فردی فقط زمانی استفاده می شود که مدیر نتواند جلوی کار خطر ناکی را بگیرد . کارفرما ها باید  به خاطر داشته باشند که آموزش کارگر، در عین ضرورت ، جایگزینی شرایط غیر ایمنی نمی باشد.

 

 

5/1) هدف نهایی آموزش ایمنی .

هدف نهایی آموزش ایمنی چیست؟ بسیار از کارفرماها فکر می کنند که هدف این کار دوری ازجرایم وگزارشات است. بهر حال ، این طور نیست.( یا حداقل اینطور نباید باشد) هدف اصلی آموزش ایمنی باید پیشگیری از انجام کارهای غیر ایمنی که به صدمه دیدن و یامرگ کارگران منتهی می شود، باشد. برنامه آموزش ایمنی یک کارفرما زمانی موفق است که کارهای غیر ایمنی و اتفاقات کاهش یابد واز تعداد سدمات نیز کاسته شود. همچنین آموزش مناسب تولید گرایی ، کارگران قانون گرا، جبران خسارات و در نهایت منافع کار فرما را افزایش می دهد.

کار فرماها با تشخیص اینکه حمایت از کارگر هدف اصلی آموزش است، می توانند بسیاری از راه حلهای بالقوه شان را که خود کارگران هستند در تلاش برای حفظ ایمنی شرکت در دست بگیرند . (بخش 11/1 را بخوانید). در نهایت، این کارگران هستندکه از حوادث محل کار رنج می برند و بیشتر تلاش را برای پیشگیری از وقوع آنها انجام می دهند.

6/1) طرح مورد تأیید سازمان سلامت و امنیت شغلی کالیفرنیا.

وقتی مجلس طرح سلامت و امنیت شغلی را تصویب کرد به ایالات اجازه داد بوسیله اجرای یک طرح مورد تأیید سلامت و امنیت شغلی در موقعیت اجرایی خود باقی بمانند بیشتر از بیست ایالت ، شامل کالیفرنیا طرحهای OSHA قابل تأییدی برای اجرای استاندارد های سلامت و امنیت شغلی داشتند. این طرح ایالتی ، در کالیفرنیا به عنوان " طرح سلامت و امنیت شغلی کالیفرنیا " شناخته می شد. سازمان روابط صنعتی کالیفرنیا چارت شغلی سلامت و امنیت(DOSH) را به اجرا در می آورد . کارفرماهایی که در اختلافات نیاز به کمک دارند می توانند برای دریافت کمک با مرکز مشاوره CAL/OSHA تماس برقرار کنند، تا زمانی که استانداردهای CAL/OSHA حداقل کارایی را داشته باشند، برای بدست آوردن حمایت دولتی نیازی به شباهت با OSHA دولتی ندارند. استانداردهای CAL/OSHA توسط کمیته سلامت و امنیت شغلی اداره می شود و اغلب قوانین دولتی را نقض می کند. برای مثال ، کمیته سلامت و امنیت شغلی ، اخیرا استاندارهای مربوط به حمایت تنفسی راکه تقریبا مشابه طرفین دولتی شان بود را تغییر داده اند.

برخلاف تشابه کلی ، تفاوتهای انگشت شماری نیز بین استاندارد های ایالتی و دولتی وجود دارد.  در بین تفاوتهای برجسته اهداف آموزشی ، موارد زیر قابل ذکرند.

CAL/OSHA بر خلاف OSHA استانداردهای خاصی از بهبود شرایط کاررا تغییر داده است .

نیازهای CAL/OSHA برای مواجهه با خطرباید قوانین خاص کالیفرنیا را در موردعوامل سرطان زا و پیشنهاد 65 هشدار ایمنی در نظر بگیرد.

استاندارد باز و بسته کردن دستگاها ، استفاده از هر دستگاهی بدون قفل را منع می کند واستاندارد باز کردن دستگاهها ، اجازه می دهد که از هر دستگاهی بدون قفل استفاده شود.

CAL/OSHA برای اجرای طرح کلی پیشگیری از خسارت و بیماری (IIP) به همراهی کار فرماها نیازدارد.

کارفرمایان کالیفرنیا باید بعنوان بخشی از طرح IIP خود ، آموزشهای متنوعی را برای کارگران فراهم کنند. (به مبحث 7/1 مراجعه کنید).

در مجموع CAL/OSHA برای هدایت و زمان اجرای آموزشی قوانین خاصی دارد. (به مبحث 8/1و 9/1 مراجعه  کنید).

7/1 ) منابع و خصوصیات نیازهای آموزشی CAL/OSHA .

 وظیفه آموزش کارگران درجهت امنیت شان هم در قوانین خاص CAL/OSHA و هم درنیازهای کلی طرح پیشگیری از خسارت و بیماری (IIP) وجود دارد.

کارفرما بعنوان بخشی از وظایف IIP خود بایدکارگران را تحت آموزش مکرر قرار دهند تا اطمینان حاصل کنندکه :

کارگران از شیوه های کارسلامت و ایمنی پیروی می کنند و از خطرات صدمه دیدن در محل کارآگاهی دارند و دوری می کنند.

سرپرستها باید خودشان رابا خطاب سلامت و ایمنی که کارگران تحت هدایت و کنترلشان با آنها مواجه هستند ، آشنا سازند.

کار فرما باید تحت قوانین خاصی به کارگران خود بیاموزند که از خطرات بخصوصی دوری کنند و با ایمنی کار کنند. هر یک از دوازده برنامه آموزشی این کتاب حاوی بخشی به نام " نیازهای قانونی آموزشی" می باشد که منبع و محتوای این نیازهای آموزشی را به طور خلاصه بیان می دارد .

8/1) خصوصیات آموزش دهنده ومطالب آموزشی.

قبل از اینکه یک کارفرما به کسی اجازه دهد تا کارگرانش راتحت آموزش قرار دهد، باید تشخیص دهد که آیا آموزش دهنده می داندکه در چه موردی سخن می گویید. اگر یک کار گر آموزش دیده به خاطر ضعف ابزاری دچار آسیب شود، این کار فرماست که باید جریمه بپردارد. در مجموع ، بسیاری از اوقات CAL/OSHA تاکید می کند S مربیان باید ویژگیهای خاصی داشته باشند. خصوصیات فردی مورد نیاز (درصورت وجود) درمطالب مربوط به مربیان در بخشی به نام " نیازمندیها ی قانونی آموزش" مورد بحث قرار گرفته است.

در کل، CAL/OSHA برای القای مطالب آموزشی شان به مربیان نیاز دارند که برای تدریس و آموزش در هر برنامه مورد نیاز آماده باشند. معمولا قوانین خاص آموزشی باعث می شود کارفرماها مطالب آموزشی را فقط برای دوره اشتغال کارگر نگهدارند به برای مدت طولانی شد.

در کل ،بسیاری از اوقات  CAL/OSHA به مدرکی برای آغاز آموزش کارگران دارد. مدرک به معنای مطلبی نوشته شده و دال بر اینکه کارگر آموزشی را فرا می گیردو می تواند آنرا در محیط کار اجرا کند. طرحهای فردی زیر که در این کتاب آمده است.، ویژگیهای مدرک را ذکر کرده است.

ایمنی لیفتراک تحت آخرین قوانین ایمنی لیفتراک اصلاح شده باشد.

باز وبسته کردن دستگاهها ( کنترل انرژیهای خطرناک)

تجهیزات ایمنی فردی ( بعنوان بخشی از نیازهای برنامه IIP به قسمت زیر نگاه کنید)

در مجموغ ، طرح آشنایی با مواد شیمیایی و خطرناک ( فقط در سطح آگاهی پاسخگوی اول) نیاز دارد که یک مطلب نوشته شده از آموزش و رقابت تهیه شود و هر ساله باعث پیشرفت آموزش مربوطه شوند.

 

تائیدیه  IIP :

درمجموع، برای احراز شرایط تائیدیه تحت شرایط خاص ( همچون مراقبتهای تنفسی و ویروسهای آلوده کننده خون) کارگران باید تحت آموزش طرح پیشگیری از بیماری و صدمات موسسه CAL/OSHA قرار بگیرند. طی این طرح IIP ، کارفرما به طور کلی شرایط غیر ایمنی و کارهای غیر ایمنی محل کار ش را می شناسد و کارگر را در چگونگی پیشگیری از آنها هدایت می کند. طرح IIP از کارفرماها می خواهدکه آموزشهای مورد نیاز و باز آموزی های کامل را برای کارگرانش فراهم کند.

تائیدیه  باید حداقل برای یک سال گرفته شود و حاوی نام یا مشخصات دیگر کارگر تاریخ های آموزش ، انواع آموزش و مربیان آموزشی باشد. بهر حال محدودیتهایی نیز وجود دارند.

کار فرمایان دارای تعداد کمتر از ده کارگر ممکن است با دستیابی به یک سری دستور العملها درمورد خطرات مشابه برای شرایط کاری هر کارگر در هنگام استخدام برای اولین بار یا طراحی پستهای شغلی جدید، از این امر پیروی کنند.

تحت شرایط زیر نیاز نیست کار فرمایان تائیدیه را بعد از دوره اشتغال کارگر حفظ کنند:

-       اگر کارگر کمتر از یک حال کار کرده باشد

-       کارگر به تناوب امتحان خود را پس داده باشد.

کار فرمایان دارای کمتر از بیست نفر کارگر که نامشان در لیست صنایع کم خطر تهیه شده توسط سازمان ارتباطات صنعتی ثبت شده باشد) می توانند تائیدیه کتبی خود به موارد زیر محدود کنند.

-       شاناسایی افراد مسئول در برنامه

-       انجام بررسی های ساختاری دوره ای برای شناسایی شرایط غیر ایمنی و فعالیتهای کاری غیر ایمنی و.......

-       آموزشها و دستور العملهای مورد نیاز.

-       9/1)  زمان آموزش و باز آموزی  CAL/OSHA .

-    به طور کلی CAL/OSHA به کارگران جدیدی نیاز دارد تا هر آموزش مورد نیازی را قبل از شروع کارشان ببینند. این یک ایده مشترک است . کارفرماها باید کارگران جدید را در آرامشی بدور از خطرات محل کار تحت آموزش  قرار دهند.

در مجموع ، CALOSHA از کار فرمایان می خواهد که یک کارگر را در زمانهای زیر آموزش دهند .

-       وقتی پستهای شغلی جدید به کارگرانی داده می شود که قبلا هیچ آموزشی ندیده اند .

-       وقتی روند، مراحل و تجهیزات یک شغل جدید در مکانی ایجاد می شود که با یک خطر جدید همراه است.

-    وقتی بازدهی کارگران نشانگر نیاز مندی به یک آموزش جدید است.و درآخر ، تعدادی از قوانین آموزشی CAL/OSHA به شکل بخصوص باید هر ساله یا طی دوره های خاصی توسط کارگران مورد آموزش قرار گیرد. برنامه های فردی این کتاب با نیاز های آموزشی دوره ی شامل موارد زیر است.

-       آلا ینده های خونی = باز آموزی سالانه.

-       مواد شیمیایی خطر ناک =بازآموزی هر ساله.

-       باز وبسته کردن دستگاههای انرژی زا = بررسی سالانه جهت تشخیص میزان آگاهی.

-       ایمنی لیفتراک = با زآموزی در هر سه سال یکبار.

-       رابطه های خطرناک= هر زمان که خطری جدید در محل کار ایجاد شد.

-       محافظت از شنوایی، بازآموزی سالانه  برای هر کارگر دریک طرح تست شنوایی.

-       محافظت از دستگاه تنفسی = باز آموزی هر ساله

10/1)ارزش مربی

یک مربی قبل از آموزش دیگران باید یاد بگیرد که آموخته های خود را در چگونگی انجام کار به مرحله عمل در آورد. چه چیزی منجر به شکست یا موفقیت یک مربی در کارش می شود؟ چگونه یک مربی به کارگرانش می فهماند که با آرامش گوش کنند و یاد بگیرند وعمل کنند؟ راههای متعددی وجود دارند که می توانند در تاثیری گذاری یا عدم تاثیر گذاری آموزش نقش داشته باشند. بهرحال ، موفقیت آمیز ترین آموزشها دارای ویژگیهای زیر می باشند.

-       حس مشارکت کارگر را تقویت کرده و نقش مدیریت صحیح در ایمنی را آشکار می کند.

-       روندی دوسویه را بکار می گیرد که درآن مربی هم گوینده است وهم شنونده.

-       نیازها ، سطح آموزشی ، وتجربه شنیداری( مثل مکالمه به زبان یادگیرنده) را در نظر می گیرد.

-    برای نشان دادن مشکلات واقعی یک کار به کارگر از شیوه انتقالی استفاده می کند (نقش بازی کردن ، مطالعات زمینه ای و توصیف).

-       از یک شیوه مربی گرایانه و تیمی استفاده میکند.

-       به کارگران کمک می کند عادات بد خود را ترک کنند.

-       برای باقی ماندن کارهای ایمنی در ذهن کارگران از شیوه تگرار استفاده می کنند.

-    ایمنی را از طریق همکار یهای Rap (واقعی ، فعالانه ، مشارکت آمیز) و به نحوی که در " جعبه ابزارجلسات ایمنی " دیده شد ، به اجرا در می آورد. (جلسات ایمنی غیر رسمی و مختصری که  درمحل کار واقع می شوند)

-       کارگران را از طریق " بهبود روابط" " نزدیک سازی روابط" و پذیرش در خواستها متقاعد و دلگرم می کنند.

-       از طریق کنترل عملکرد واقعی کارگران تاثیرگذاری آموزش را ارزیابی می کند.

11/1) وعده های مدیر / مشارکت کارگر.

آموزش فقط زمانی می تواند مهارتها و بازدهی کارگران را بالا برد که مشارکت و علاقه مندی آنها تقویت کند. اگر کارگران در یابند که مدیر احساسات آنها را درک می کند، آنها نیز چنین می کنند. مدیر یک شرکت این امر را با بیان جمله زیر به خوب وصف می کند: " اگر می خواهیم در آموزش ، به سوی اهدافمان پیشرفت کنیم باید گفتار و رفتارمان موید یکدیگر باشند ." آیا مدیر زمان و منابع مورد نیاز برای ایمنی کارگر را تامین می کند؟ آیا این امر کار گران را از کارهای غیر ایمنی باز می دارد و کارگرانی را که باعث توسعه ایمنی می شوند مشخص می کند اگر پاسخ خیر است که متحمل هزینه های طرحهای با ایمنی ضعیف می شود نه کارفرما واردشدن خسارت به یک محیط کار ممکن است در کارهای کار فرما خلل وارد کرده و منجر به افزایش مالیات خسار ت کارگران شود. بهر حال ، این کارگر است که از درد، ناتوانی یا حتی مرگ ناشی از یک حادثه در محل کار رنج می برد.

کارگران علاقه ای طبیعی به موارد ایمنی و موفقیت طرحشان دارند.

این امر به دلیا آن است که مدیران خوش قول می توانند ایمنی کارگرانشان را تحت کنترل بگیرند.

اجبار کارگران به صرف زمان و انزژی بیشتر برای انجام صحیح کارها شاید قسمت اصلی آموزش موفقیت آمیز باشد. برای موفق شدن در این زمینه مربی بایدبرای آموزش بیشتر کارگران تلاش کند . وی باید با آنها مشارکت داشته باشد. یک کارگر بی مشارکت و تکروقصد این را  ندارد که با در نظر نگرفتن شرایط مرزهای ایمنی را بشکند . یک کارگر مشارکت مولر نیز- نمی خواهد که برای کاهش خطرات محل کارش همکاری کند. مثل افراد حاضر در یک خط تولید ، اغلب خود کارگران هستند که بیشتر از همه از خطرات محیط کار و راه حلهای احتمالی آن اطلاع دارند.

 

 

12/1) آموزش بعنوان یک فرایند دوطرفه.

من در تمام سخنرانی هایم این جمله را می گویم که هیچ چیزی مثل سئوال مجمع نیست. من از کارگران دز خال آموزش می خواهم که سئوالات خود را بپرسند.

هر چه بیشتر بهتر . بسیاری ارزن زافراد فکر می کنند که پرسیدن به این معناست که شنوای شان برای درک آموزش کافی نیست.

ولی ، نظر من برخلاف این است. پرسیدن به این معناست که حضار تلاش می کنند تا موضوع را با محل کار خود و زندگی خود ارتباط دهند. در واقع ، ایجاد شدن سئوالات زیاد برای شنونده به این معناست که تاو به موضوع دفت دارد تو آنزا درک می کند. معمولا ، کم پرسیدن ناشی از آن است که فرد در حال آموزش مطلب را نمی فهمد و از ابراز آن خجالت می کشد، اساسی ترین نشانه یک آموزش خوب ایجاد یک همکاری بین مربی و فرد در خال آموزش است. همکاری به کارگران اجازه می دهد تا در یادگیری مشارکت کنند و نکات ایمنی را در مورد شغلشان بکار گیرند. بهمین ترتیب، آموزش می تواند به همان هدف اصلی خود که کاهش کارهای غیر ایمنی توسط کارگران و در نتیجه کاهش صدمات می باشد، دست پیداکند.

13/1) صحبت به زبان افراد درحال آموزش.

برای اینکه آموزش دوسویه باشد، مربیان باید به زبان شاگردن خود صحبت کنند. ممکن است، بارها مربیان و سخنرانان بخواهند به یک شیوه دلخواه صحبت کنند. شاید این امرکه از واژگانی استفاده کنند که شنونده قادر به مهم آن نباشد، آنها را ارضاء کند( و حتی کمی هم احساس امنیت کنند) . ولی استفاده از لغات بزرگ و نامانوس از نظر فنون آموزشی ایده و حشتناک و غلطی است.

اولا ، مربی نباید فراموش کند که هدف آموزش کمک به کارگر در یاد گیری است.

پس چگونه یک کارگر می تواند چیزی را که نمی فهمد یاد بگیرد؟ اگربرای گروهی از کارگران به زبان مصری در مورد ایمنی لیفتراک تدریس کنید، آیا فکر می کنید، آنها می فهمند؟ پس چرا در حین تدریس لیفتراک را یک" ماشین صنعتی قدرتمند" ( که اصطلاح رسمی CAL/OSHA ) می نامید؟ شاید برای بسیاری از کارگران به  لیفتراک می گویند لیفتراک ، شما هم همین کار را بکنید. حداقل، اصطلاحاتی را که به گوششان نا آشناست را به نحوی توضیح دهید که آنها نیز بدانند در مورد چه صحبت می کنید.

ثانیا ناتوانی در مکالمه به زبان کارگران باعث می شود، آنها شما را جزو گروه خود به حساب نیاورند. هیچ کس دوست ندارد تحت خطاب امری قرار بگیرد. دستوری صحبت کردن با کارگران باعث می شود که آنها بجای اصطلاح " ما و گروه" به عبارات " آنها و شما " فکر کنند .( بین شما و خودشان فاصله طبقاتی احساس کنند) . ( به قسمت 15/1 در مورد مربیگری و ساختن تیم مراجعه  کنید)

صحبت کردن به زبان کارگران تقریبا و به اختصار تفکر به تناسب سطح آموزشی آنها، تجربه ، و نیازهای آنهاست. شرایط کار موجود را در نظر بگیرید. اگر در حال تشریح موضوع برای گروهی از مهندسان کامپیوتر هستید، به نظر می رسد، موضع شما با زمانی که با کارگران انبار در مورد همان موضوع بحث می کنید، فرق می کند. وقتی با کارگران صحبت می کنید، می خواهید روی مطالب متفاوتی تاکید کنید( مثل صحبت در مورد مسئولیت جابجایی و انتقال کالاها نه استفاده مناسب از صفحه کلیدها و صندلی های دسته دار و از لحن متفاوتی نیبت به  مهندسان نیز استفاده می کنید. بطور خلاصه ، مربی موفق بوسیله جلب اعتماد و صداقت کارگران بر آنها مسلط می شود. این امر فقط زمانی ممکن است که کارگران مربی را عضوی از گروه بدانند.

مانع بزرگتر زمانی انجاد می شود که مربی از نظر ادبیاتی به زبانی متفاوت با زبان کارگران صحبت کند. برای مثال اگر مربی به زبان انگلیسی صحبت کند و کارگران به زبان اسپانیولی ، کار مربی محکوم به شکست است. برای نشان دادن این موضوع ما در سال 2002 ترجمه اسپانیایی نکته کارگران را به عنوان یک محصول مستقل آموزشی چاپ کردیم . در عین حال که بسیاری از کارگران اسپانیایی زبان به انگلیسی نیز مسلط بودند ، ولی دیگران مسلط نبودند.

آمار اخیر اداره کار نشان میدهد که اسپانیایی زبانها از میزان بالا و غیر طبیعی صدمات  و مرگ و میر در محل کار رنج می برند. مانع زبان حداقل جزئی از دلایل این معزل می باشد.

نسخه اسپانیولی مطالب باید به بسیاری ارزن زکارفرمایان کالیفرنیا کمک می کرد تا آموزشهای ایمنی شان را توسعه دهند، خصوصا در ایالاتی که جمعیت اسپانیولی زیاد و درحال رشد بود.

شما به عنوان یک مربی باید فهم غیر مستقیم و یا آشنایی عمیقی با موضوع مطلب داشته باشید. فقدان این آشنایی ها باعث می شود، خارج از فهم شاگردان خود صحبت کنید.

در صدها سمیناری که من تا بحال درمورد ایمنی و شرایط ابزاری ارایه داده ام ، همیشه سعی کرده ام از اصل KISS ( ساده و شمرده صحبت کن! ) پیروی کنم . آنچه که برای شما به عنوان بزرگترین منخصص دنیا ساده  به نظر می رسد، برای کسی که در حال یادگیری آن موضوع است ساده نیست.

سعی نکنید با سرعت زیاد تدریس کنید. اگر شاگردان شما مهمترین نکات مربوط به موضوع را یاد بگیرند و به خاطر بسپارند ، آنوقت کار بسیار بزرگی انجام داده اید.

14/1) آموزش انتقالی ( نقش بازی کردن ، مطالعات موردی ، و تشریح کردن).

نویسنده بزرگی می گوید: دوست خوب در زندان به ملاقات شما می آید ولی دوست بزرگ به شنیدن کلام شما می نشیند . در موردش فکر کنید. هیچ کس دوست ندارد چیزی رو از طریق مورد خطاب قرار گرفتن یا دبگیرد . ولی به نظرمی رسد بسیاری از مربیان معتقدند که این شیوه که  خودشان ازآن لذتی نمی برده اند، می تواند برای دیگران روش موفق باشد. از طرف دیگر چه کسی دوست نداره یک داستان خوب بشنود!؟ یکی از بهترین نقشهای داستانسرایی نقش " نگو،نشان بده" است. این امر درمورد آموزش نیزصادق است.

مردم دوست دارند در یادگیری و درک جیزها سهیم باشند. این چیزی است که یک داستات خوب برایشان ممکن می کند. همچنین ، این ایده بعد از ایده انتقالی آموزش اساسی ترین نظریه است که بر " مطالعات موردی " ، توصیفات " و ایفای نقش " تاکید می کند( تا سخنرانی ها) .

بعنوان مثال فرض کنید کارگرانتان به پوشیدن وسایل محافظت از شنوایی نیاز دارند.

یکی از بزرگترین نگرانی های شما این است که کارگران از پوشیدن دایم این تجهیزات غافل شوند. غفلت از استفاده از تجهیزات شنوایی هر چند برای مدتی کوتاه نیز می تواند باعث کاهش یا از دست دادن شنوایی شود. اکنون، برای فهمیدن جایگاه خود می توانید به مقابل کارگران رفته و بگوئید که اگر از تجهیزات گوشی ، حتی برای چند لحظه استفاده نکنید ، بسیار احمق هستید، چون به راحتی شنوایی تان را از دست خواهید داد.

شیوه " اعمال ترس" شاید تعداد کمی از کارگران را تشویق کند، خصوصا اگر با تهدید موقعیت در صورت تخلف از دستور همراه باشد.

بهر حال ، در نظر بگیرید که به جای سخنرانی برای کارگران می خواهد موضوعات اصلی را برای کارگران شرح دهید. کارگران را به قسمتی پرسر و صدا از محل کار می برید. آنجا شما باهم تفاوت سطوح صداها را با گوشی یا بدون گوشی اندازه می گیرید. با هم مدت زمان کوتاه بدون گوشی را محاسب می کنیدکه بالاتر از میانگین زمان مجاز بدون گوشی خواهد بود. اکنون، در مورد کارگری که ضعف شنوایی ناشی از عدم استفاده از گوشی به مدت غیر مجاز ، دارد با آنها صحبت کنید. ( مطالعه موردی ) . اگر مورد واقعی این امر در جمع برای صحبت با کارگران حضور داشته باشد بهتر است" . سرانجام از طریق " ایفای نقش" یک کارگر نقش یک مدیر ایمن بازی می کند را که در حال مشاهده همکار خود در نقش یک کارگر بی مسئولیت که  تجهیزات شنوایی خود را درآورده است می باشد. آیا کارگر ایفا کننده نقش مدیر به دوست خود اجازه می دهد که بدون ضرورت به  خود صدمه بزند؟ غیر ممکن است.

یا یک مثال را در نظر بگیرید که شامل فنون نادرست حمل بار باشد.

ما زماان قوانین کار اعلام کرده است که حدود یک چهارم صدمات د رمحل کار ناشی از تلاش بیش از حد برای حرکت اجسام سنگین می باشد. بنابراین چگونه به شاگردان خود فنون بهبود شرایط کاررا می آموزید و از آنها می خواهید که آنرا به اجرا در آورند؟ می توانید به سادگی با آنها در مورد باید ها و نبایدهای حمل بار صحبت کنید . یا می توانید نکات اصلی را به آنها بگوئید و سپس تکنیکهای مناسب را تشریح کنید. دوکار گرمی توانند با استفاده از وزنه های ساده ( مثل بشکه کوچک) یکی روشهای صحیح حمل بار را نشان دهند( مثلا نگهداشتن بار در نزدیک بدن ، ایجاد مرکز ثقل با بار ، بلند کردن بار با پاها) و کارگر دیگر شیوه نادرست را ( مثل حمل بار با پشت خمیده ، چرخیدن موقع حمل بار، کشش عضلات با بار سنگین). سپس اصول کار را در قالب موارد واقعی موجود از کارگران بی شماری که بخاطر حمل نادرست بار صدمه دیده اند برایشان بیان کنید. به نظر می رسد، آنچه که سخنران را از تاکید بیشتر بی نیاز و کارگران را به سعی درحمل صحیح بار مجاب می کند، یک سخنرانی شسته و رفته است که در آن سخنگو نظرش را به کار گران می گوید یا فرصتی می دهد که کارگران بتوانند دلیل اینک یک تمرین برایشان این قدر جالب است را تجربه کنند. این کار به طور اساسی پاسخ می دهد.

 

15/1) مربی گری / تیم سازی.

تعدادی از مربیان شیوه تیم سازی را که در آن مربی یا مسئول ایمنی بیشتر یک مربی است تا یک همکار ، پیشنهاد می کنند. این بدان معنی نیست که توبیخ کارگر برای موفقیت طرح آموزش کارگران مود نیاز نیست. کارگرانی که قوانین ایمنی را نادیده می گیرند باید توبیخ شوند و حتی بر مجازاتهای سخت و مکرر محکوم شوند. بهر حال ، مربی بودن به این معناست که تیم شان را هدایت کنید یا به اهداف مشترکتان دست پیدا کنید. یک تیم ورزشی را در نظر بگیرید .

مربی باید اعضاء را با مهارتهای لازم و شیوه بازی آشنا کند تا موفق شود، اما موفقیت واقعی تیم بسته به روحیه دادن و تقویت انگیزه ای است که مربی به بازیکنان می دهد.

اگر ایمنی مورد نظر " بازی" باشد،پس پیروزی به معنای نداشتن صدمات است. برای از میان برداشتن صدمات ، کارگران باید از کارها و شرایط غیر ایمنی که برایشان پیش می آید بپرهیزند. مربی باید مسایل را توضیح دهد،با وضوح رابطه برقرار  کند و برای کارگران در بدست آوردن یا تغییر شیوه بازی بازدهی ایجاد کند. برخلاف یک همکار ، مربی صبور است و کارگران را تشویق به  پیشرفت می کند. اگر کارگران از  مربی فقط جملات نا مطلوب ، بعید به نظر می رسد که توصیه شما را عملی کنند و به گفتار شما گوش دهند.

بیش از هر چیز مربی روی پرورش استعدادها و رهبری مهارتهای اعضای تیم کار می کند یک تیم خوب پرورش یافته قهرمان دارای اعضایی است که یکدیگر را تصحیح می کنند و چنین تیمی از نظر مربیگری کامل است. در واقع، یک مربی خوب برای اطمینان از درست انجام شدن کارها بیشتر روی فشار فردی تاکید دارد تا روی اجبار . یک مربی حتی روی پیشرفت یک کارگر رهبر ، یک " کاپیتان تیم " همان کس که کارگران طبعا در دستیابی به اهداف ایمنی از وی پیروی می کنند، تاکید می کند. مثال مرب نیز توضیح واضحات است. اگر از چیزی اطلاعات نداری ، یا فقط درک سطحی از آن دارید، نباید آنرا به دیگران آموزش دهید. کارگرانی که در دینیای واقعی با مشکلاتی مواجه می شوند، خواهند فهمیید که شما در حال سرهم بندی آن هستید. آیا می توانید یکی مربی بسکتبال رادر نظر بگیرید که می کوشد با به بازیکنان پرتاب یک دست را بیاموزد، در حالیکه خودش واقعا بسکتبال بازی نکرده؟ آموزش تیم در نهایت با شکست مواجه خواهد شد. اگر سعی کنید موضوعی را که واقعا نمی دانید به کارگران بیامورید ، نتایج مشابهی بدست می آید.

16/1) قدرت عادت

بسیاری از مردم از تغییر کردن بپردازند، نیروی عادت بسیار نیروی قدرتمندی است. همیشه از انجام کارهای مشابه ، تکرار دوباره و دوباره، حتی اگر یک شیوه قدیمی نه چندان خوب باشد راضی هستیم مثل یک مربی ، وظیفه اصلی شما این است که شاگردان را تشویق کنید که عادتهای بدشان را بشکنند. دوباره مورد رانندگانی احتیاط را در نظر بگیرند. بسیاری افراد با سرعت زیاد رانندگی می کنند، حق تقدم را رعایت نمی کنند و بعد از نوشیدن مشروبات رانندگی می کنند . آنها به تکراراین کار انجام داده اند و صدمه قابل مشاهده ای ندیده اند.

همچنین ، کارگران شما نیز ممکن است ماسکهای شان را در شرایط خطرناک در بیاورند ، مسایل ایمنی را نقض کنند و مواد شیمیایی را به شیوه خطر ناکی لمس کنند . ولی آنها بنحوی این کار را انجام داده اند که تاثیر آشکاری نداشته است. چرا آنها باید تغییر روش دهند؟ البته تعدادی از کارگران (یا رانندگان) زمانیکه دچار تصادف و رنج بردن از درد و جراحت می شوند، تمایل پیدا می کنند که عادات بد خود را ترک کنند. هنر کار اینجاست که آنها بدون رنج ودرد تصادف رفتارهای غلط را ترک کنند.

برای اینکه مربی میزان قدرت عادت را بداند تمرینات متنوعی طراحی شده است.

یک تمرین رایج این است که از کارگران بخواهیم تا بادستی که معمولا ازآن استفاده نمی کنند استفاده کنند. کارگر حس خواهد کرد که دستش چقدر خمیده و غیر طبیعی است.

تمرین دیگر این است که از کارگر بخواهید با دستی که باآن دست نمی دهد ، دست بدهد در عین حال که چنان تمریناتی می تواند برای بهبود شرایط موثر باشد، جایزه و پاداش نمی تواند برای تغییر مداوم شرایط موجود موثر واقع شود.

یک مربی موفق پیوسته به شاگردانش یادآوری می کند که دیدگاه قدیمی " ظرفی که شکست را ترمیم نکنید" را کنار بگذارند و بجای آن دیدگاه در ظرفی را که شکست ، بشکنید و بهتر بسازید" را مورد توجه قرار دهند. فقط یک تلاش مداوم و پراراده می تواند در این زمینه بر عادت درونی ما، مقاومت ما در برابر تغییر و ترس از اینکه ممکن است راه جدید به شکست منجر شود، فائق آید.

اگر می توانید شاگردان خود را تشویق کنید که از ترسها و تردیدهایشان فاصله بگیرند ، سپس قادر هستید آنها را به دروازه تغییر ودگرگونی برسانید. برای مثال ، من افراد زیادی را می شناسم که خودم هم شامل آنها هستم و اولین با ر که رایانه ها را به عنوان دستگاههای حیرت آوری که در قفسهای پلاستیکی قرار گرفته اند دیدم، به خودم گفتم واقعا که من به چنین چیز احمقانه ای نیاز ندارم.

در آخر ، من فقط یک ماشین حساب و ماشین تایپ داشتم. اکنون که یک کامپیوتر دارم ، نمی دانم چگونه می توانستم در کارم بدون یک رایانه و با آنهمه عملکرد های خارق العاده موفق شوم.

اگر بتوانید به شاگردان خود بیاموزید که اولین قدم را برای تغییر بردارند، اغلب ، آنها منافع خود را می بینند و تا آخر مسیر با پای خود حرکت می کنند.

یک مربی باید همیشه نسبت به احتمال عقب نشینی و عقب گردمراقب باشد. اغلب ، شاگردان به سراشیبی عادات بد گذشته می افتند. من در این مورد با مارک توین موافقم که می گوید: " ترک سیگار بسیار آماده است. من باید آنرا هزار بار انجام دهم " مردم کمتر به یکبار ه عادت بد خود را کنارمی گذارند. این بخاطر آن است که تکرار در عجین شدن آنها با شیوه جدید انجام کارها بسیار مهم است.

17/1) مربیان باید بیشتر از آنچه که شاگردانشان باید یاد بگیرند ، تلاش کنند. مربیان در ابتدا باید شاگردان را به ایجاد احتمال تغییر تشویق کنند، سپس باید از شاگردان بخواهند که شیوه جدید انجام کارها را به خاطر بسپارند و عملی کنند. چطور این کاررا انجام می دهید.

در یک علائم ، تکرار.

بسیاری از مربیان روشهای زیر را برای ، ارایه مطلب آموزشی در یک جلسه پیشنهاد می کنند.

-       به آنها بگوئید که در مورد چه نکاتی می خواهید با آنها صحبت کنید.

-       آن نکات را برای آنها ذکر کنید.

-       جزئیات مطابق را که ذکر کردید برایشان توضیح دهید.

تمرین به معنای تکرار یک نکته کلیدی در یک جلسه و نیز تکرار نکات در جلسات متفاوت می باشد.

زمانی می تواند بسیار خوب باشد که در جلسه آموزشی شرکت کنید و مطلب آموزشی را تحت پوشش قرار دهید و هرگز در مورد آن نگرانی نداشته باشید. متاسفانه تعداد کمی از مردم این کار را می کنند. بسیاری دیگر باید مدام برای انجام کارها به شیوه صحیح مورد یاد آوری قرار بگیرند. نکات آموزشی این کتاب می تواند کمک موثری باشد کارگرانی که ممکن است یک یا دوپامینی نکته کلیدی را فراموش کنند می توانند آنرا به تکرار بخوانند. در مجموع کار گرانی که مجبورند در یک گروه مشارکت کنند می توانند ، این مطالب را در حین یک استراحت کاری یا حتی در منزل بخوانند.

یک شیوه بخصوص و خوب تکرار نکات مهم ایمنی " جعبه ابزار جلسات ایمنی" است.

 

18/1) " جلسه آموزشی ایمنی جعبه ابزار " و" Rap" .

جلسات آموزش ایمنی جعبه ابزار در جلسات آموزش ایمنی کار که 10 تا 15 دقیقه بیشتر نیستند، رسمی نیست. این جلسات می تواند به کار فرمایان کمک کند تا از نیازهای آموزشی CAL/OSHA پیروی کنند و به کارگران درمورد مشکلات ایمنی که واقعا در محل کار یا در مغازه رخ می دهد هشدار دهند. در انتخاب یک موضوع ، مربیان باید مشکلات ایمنی محل کاررا در نظر بگیرند و از کارگران نیز نظر خواهی کنند.

جلسه های آموزش ایمنی جعبه ابزار واقعا ابزارهای آموزشی ماهرانه ای هستند . آنها کارگران را قادر می کنند که با کارگران به شیوه زیرrap کنند.

-    درک واقعی این جلسات مشکلات واقعی کارگاه یا مغازه راکه کارگران گریبا نگیر آنها هستند را نشان می دهد. گروههای جعبه ابزار ایمنی یک بررسی واقعی ماهرانه برای آموزش هستند.

فعال کردن- کارگران در باز شناسی مشکلات و  راه حلهای احتمالی نقش بسیار مهمی بازی می کنند نمونه هایی از جلسه آموزش ایمنی جعبه ابزار:

برای مثال ، تصور کنید شما یا یک کارگر متوجه شوید که یک حفاط ماشین چوب بری باز شده است. سالانه بسیاری کارگران به خاطر اینکه حفاظها از ماشینها با زشده اند و دیگر به جای خود برنگشته اند، به سادگی صصدمه دیده اند و حتی کشته شده اند . بنابراین تصمیم می گیرید با یک جلسه آموزشی ایمنی جعبه ابزار تماس بگیرید. ابتدا ، موضوع جلسه را به اعضای گروه اعلام می کنید و سپس از آنها نظر می خواهید. چرا حفاظها باز شده اند؟ احتمالا یک تا تعدادی بیشتر از دلایل زیر را خواهید شنید:

-       من سالها این ماشین را بدون حفاظ راه انداخته ام وقتی یک خراش هم برنداشته ام.

-       وجود حفاظها سرعت کارم را بسیار کم می کرد".

-       " وقت نداشتم حفاظها را سر جایشان ببندم".

-       " چگونگی کار کرد ماشین را چک کردم و وقت نکردم حفاظ را ببندم".

-       " کارفرما اعلام کرد کارتمام است و من حفا ظ را نبستم".

-       " یک تیغه جدید بسته ام و حفاظ روی آن بسته نمی شود".

این عذرها دفعات بی شماری مطرح شده است، اما هیچ کدام با تکرار ازرش پیدا نمی کنند.

شما می توانید به عنوان یک مربی کمک کنید تا قبل از اینکه یک اتفاق غم انگیزرخ دهد حفاظ سرجای خود بسته شود. از مطالعه موردیو توصیف استفاده کنید تا نشان دهید که باز کردن حفاظ چقدر برای کارگران خطرناک است.

یک نمونه دیگر برای جلسه آموزش جعبه ابزار سرکج ، دسته ترک برداشته، بدون دسته دندانه خراب یا بدون دندانه یا آچارهای درب و داغون را درمحیط کار دیده باشید. در جلسه از کارگران بخواهید که اگرهر کدام از آنها با ابزار ناقص مشکلی داشته اند یا اتفاقی ناشی از بکار گیری ابزار خراب را سراغ دارند، گزارش دهند. مواردی راکه اطلاع دارید به دیگران بگوئید . به کارگران یاد آوری کنید که وجود  ابزار ناقص را گزارش کرده ، آنها را تعمیر کنند یا از چرخه کاربرد خارج کنند.

 

نکاتی برای اجرای جلسات ایمنی جعبه ابزار

در زیر نکاتی درباره چگونگی برگزاری جلسات آموزش ایمنی جعبه ابزار آمده است:

-       جلسه راد ر جایی راحت برگزار کنید که هر کس بتواند بنشیندوراحت باشد.

-       زمانی را برای اینکه کارگران در مورد کارهای خود تصمیم بگیرند انتخاب کنید.( در آغز شیفت یا بعد از استراحت)

-       موضوعی مربوط به سلامت و مسایل ایمنی را انتخاب کنید که واقعا در محل کار وجود داشته باشد.

-       موضوع سبکی را انتخاب کنید که طی 15-10 دقیقه بتوانید آن را تمام کنید.( برای مثال ابزار خراب نه ایمنی ابزاری").

-       مشارکت کارگران را تقویت کنید ولی جلسه را نیز کوتاه کنید.

19/1) شاید این یک واقعیت باشد که جهان پیشرفته ما پر از برنامه های  بیشمار تلویزیون ومسابقات تصویری است، اما به نظر  می رسد دوپامینی مسئله کار یک مربی را سخت تر و سخت تر می کند.

-       به نظر می رسد طول توجه مردم در حال کاهش است.

-       مردم به سطوح فزایندهای از هماهنگی نیاز دارند تا در مورد موضوع مطرح متمرکز باقی بمانند.

درواقع ، مطالعات اخیر می گوید این مسایل باید مورد توجه قرار گیرند، چون کارگران جوان ، خصوصا ، نیاز دارند که آموزش تجربی ( مشابه دنیای بیرون) و تشویق کننده باشد.

اگر چه آموزش کارگران جوان ممکن است به تشویق بیشتری نیاز داشته باشد ولی هیچ کس در هیچ رده سنی در صورت خستگی به چیزی گوش نمی دهد و آنرا یاد نمی گیرد. ممکن است که شما را برای جایزه دانشگاه انتخاب نکنند، ولی در آموزش کارگرانتان هر چه سرگرمی ایجاد کنید، بهتر نتیجه  می گیرند سعی کنید در آموزش خود از تعدادی " یخ شکن " ( شیوه هایی شاد برای پیشبرد جلسه آموزشی) یا " نزدیک سازی ( شیوه های موثر برای تاکید بر اهمیت آموزش در پایانجلسه)

یخ شکن ها می توانند شامل یک مقدمه فردی توسط هر یک از اعضاء ، لطیفه ، طنز، یا فنون دیگر باشد. برای مثال شما می توانید بسته کاغذ را با حدود 10 موضوع خلاصه و طبقه بندی شده پرکنیدو هر عضو یک گروه بخواهید که چهار یا پنج نگاه داخل بسته بکند و بگوید که چه دیده است. هر فردگروه چیزی کمتر از کل گروه خواهد دید( حرف مرا بپذیرید این امر را به تجربه دیده ام) . در لذت بردن شاگردان شما هم کار بسیار موثری درمورد ارزش کار تیمی و تلاش گروهی خواهید کرد.

20/1) ارزیابی آموزش.

وقتی می خواهید شاگردان خود را ترغیب و تشویق کنید، بخاطر داشته باشید که این کار فقط یک وسیله برای دستیابی به هدف است. هدف نهایی شما در آموزش ایمنی ترغیب کارگران تان برای دوری از کارهای غیر ایمنی که منجر به جراحت و  بیماری می شوند، می باشند این بدان معناست که شما باید ساختاری برای اندازه گیری موقعیت تلاشهای آموزشی تان داشته باشید.

به مثال مربیگری بر می گردیم که یک مربی تشخیص می دهد که موفقیت تیمش بستگی به بازدهی تیم در زمین دارد. اگر امتیازنهایی 0-63 باشد، بدلیل اینکه پرتاپ  عقب نمی تواند انجام شو د و دریافت کنندگان نمی توانند دریافت کنند و موافقان نمی توانند دفاع کنند، پس مربیگری محکوم به شکست است. به همین ترتیب ، یک مربی آموزشی ، برنامه اش را با توانایی یا ناتوانی شاگردان خود در به مرحله عمل در آوردن طرح بازی ( مثلا دنبال کردن مراحل ایمنی) اندازه گیری می کند. آشکار است که هر جراحتی باید بعنوان " نکاب" مخالف برنامه در نظر گرفته شود و هر کار غیر ایمنی نیز چنین است. اگر چه کارهای غیر ایمنی همیشه منجر به جراحت نمی شوند و لی اگر بررسی نشوند بالاخره این اتفاق می افتد .

برای ارزیابی اینکه آیا آموزش همه مباحثش را تحت پوشش قرار میدهد ، یک مربی باید همه مراحل زیر را طی کند.

-       طرحی را ایجاد کند تاثیر آموزش را به وسیله تشخیص کارهای غیر ایمنی وفعالیتهای نامناسب ارزیابی کند.

-       آنچه را کارگران در حین آموزش یا د گرفته اند ، از ایشان بپرسد.

-       از سرپرستها بپرسد که آیا کارگران اهداف آموزشی را اعمال می کنند؟

-       عوامل جراحت و بیماری را بخاطر مسایل مثبت مشتق شده از آموزش آزمایش کند.

 

 

 

استفاده از بازدهی .

بهترین را ه توسعه فنون آموزشی تان از طریق بازدهی مشتریان خدمات آموزشی تان می باشد.( مثلا شاگردان و کارگران) . از کارگران در موارد زیر سوال کنید.

-       آیا آموزش روی نکات مهمی از کار آنها تاکید داشت؟

-       آیا کمبود ها در دانش یا مهارت علمی شناسایی و به طرف شده اند؟

-       آیا اهداف آموزشی آشکار را بیان شده اند؟

-       آیا مطالب آموزشی کاربر پسند بوده اند؟ ( خوش ساختار و قابل درک)

-       آیا شاگردان در مشارکت در بحث و سوال پرسیدن آزاد بوده اند؟

-       آیا تمرینهای آموزشی آنها را دارای مهارتهای لازم در کار واقعی نموده است؟

سپس مربی باید برنامه آموزشی را با هر بازده مفیدی تطبیق دهد.

لیست امتیاز یک آموزش ساده.

برای ارزیابی موفقیت هر برنامه آموزش ، مربی باید لیست امتیازی تهیه کند که توانایی آموزش در دستیابی به اهدافی خاص را اندازه گیری میکند. برای مثال اگرموضوع آموزش ماسک تنفسی است.، مربی باید اهداف خود را به شکل زیر بیان کند.

-       حصول اطمینان از این که کارگران از اهمیت استفاده دائمی از ماسک مطلع هستند.

-       حصول اطمینان از اینکه کارگران از ماسک مناسب استفاده می کنند.

-       حصول اطمینان از اینکه  کارگران به طور مداوم و مناسب کارهای بسته بندی مصرف کننده را انجام می دهند.

-       حصول اطمینان از اطمینان از اینک کارگران به نحوی ماسک خود  به طوردایم استفاده می کنند که بتوانند:

-       مشکلات را تشخیص دهند

-       به سرعت ماسکهای خراب را از چرخه کاربرد خارج کنند.

-       حصول اطمینان از اینکه همیشه از یک ماسک تصفیه هوا در شرایط تهدید کننده زندگی و سلامتی استفاده کنند.

-       حصول اطمینان از اینکه کارگران همیشه در شرایط تهدید کننده زندگی یا سلامتی، دوستانه رفتار کنند.

-    حصول اطمینان از اینکه کارگران بلافاصله هر مشکل فیزیکی یا تغییراتی را که می تواند توانایی شان را در استفاده ازماسک دچار مشکل کند، گزارش دهند.

-       حصول اطمینان از اینکه کارگران ماسکهارا به شکل مناسبی نگهداری می کنند.

اگر در هر یک از اهداف در نظر گرفته شده ، مشکلی وجود داشته باشد، مربی باید محل بروز مشکل را بررسی کند. برای مثال اگر کار بسته بندی مصرف کننده را به خوبی انجام ندهند، مربی باید آنها را از طریق بازنگری مرحله و توضیح راهنمایی کند.

اگر کارگران همیشه ماسکهای خود را استفاده نمی کنند، مربی باید ضرورت استفاده از ماسک را توضیح بدهد، شاید این توضیح به شیوه جلسه آموزشی ایمنی جعبه ابزار باشد.

21/1) آموزشی ایمنی : یک ماموریت ویژه.

آموزش ایمنی یک ماموریت ویژه است. در عین حال که می تواند از حیث هزینه های کمتر، پاداشهای پاینتر و کیفیت تولید بیشتر به صرفه کارفرماباشد، از سوی دیگر به کارگران نیز کمک می کند. در کل کارگران همان شوهران و زنان ، پسران و دختران ، پدران و مادران جامعه هستند و بوسیله پیشگیری از معلولیتها و مرگهای ناشی از کارهای غیر ایمن نه تنها به کارگران کمک می کنید ، بلکه به زندگی همه وابستگانشان نیز کمک می کنید.

این کتاب تلاش می کند تا شما را در ماموریت مهمتان یاری کنداین کتاب موضوعات اولیه برای ایجاد یک ساختار برای پدیده آموزش ، جهت کارگران سطح متوسط صنعت عمومی فراهم می کند. در واقع هیچ کارگر متوسطی وجود ندارد . همه کارگران و همه محیطهای کار یکسانند .

برای شما زود است که از خلاقیت و مهارتهای ساختاری تان برای طراحی و تولید یک برنامه آموزشی که نیاز های کارگران و محیط کارتان را فراهم کند ، استفاده کنید. اگر این کار را بکنید ، همه می توانند در نهایت امر موفق شوند، کار گرانشان ، کار فرمایشان و شما مربی هستید.

22/1) چک لیست کلی آموزش ایمنی

برای داشتن یک طرح آموزشی موفق که مطالب اصلی بحث شده در درس 1 را شامل گردد، باید بتوانید به همه سوالات زیر پاسخ مثبت دهیم . د رمجموع ، چک سیستمهای هر موضوع آموزش فردی در دروس مختلف فراهم شده که در مورد موضوعاتشان بحث می کند.

آیا" وعدهای مدیریت در طرح آموزش را در همه موارد زیر توضیح داده اید؟

-       وعده زمانی یامنابع

-       ثبات قانون شکنها

-       اعمال تشویقی برای کارهای ایمنی

آیا با مشخص  کردن اینکه طرح ایمنی برای کارگران است آنها را به دادن و عده رعایت ایمنی ترغیب کرده اند؟

آیا بعنوان جزئی از طرح پیشگیری از جراحت و بیماری ، تا کنون خطرات و شرایط محیط کار را بررسی کرده اید که مشخص شود چه آموزشهایی باید صورت پذیرد؟

آیا شیوه آموزشی شما به شاگدان اجازه می دهددر روند دوپامینی سویه آموزش مشارکت کرده و سوال های خود را بپرسند؟

آیا استفاده از جملات تخصصی و فنی را کاهش داده و به زبان کارگران صحبت می کنید؟

آیا تن صدا یا موضععتان را با توجه به نیازهای صوت تان تغییر می دهید؟

آیا از صحبت کردن با شاگردان به شیوه تلاش جهت علمی نشان دادن مسایل تا حد ممکن خودداری می کنید؟

آیا به شیوه انتقالی که کاربرد فنون زیر را به حداکثر می رساند تدریس می کنید؟

-       نقش بازی کردن

-       مطالعه موضوعیو ....

-       توضیحات واقعی و عملی

آیا با استفاده از " یخ شکنها " و " نزدیک سازی " در آموزش را آسانتر و سرگرم کننده ترمی کنید؟

آیا کارگران از این مسئله آگاهی دارند که در صورت تخلف از قانون ایمنی می توانند ثابت باشند یا حتی تغییر یابند؟

آیا برای باز آموزی کارگران از شیوه تکرار استفاده می کنید و از آنها می خواهید که عادت غلط گذشته خود را تغییر دهند؟

آیا برای یاد آوری مداوم مسایل اصولی ایمنی از جلسات ایمنی جعبه ابزار استفاده می کنید؟

آیا آموزش شما منعکس کننده مشکلات دنیای بیرون و نگرانیهای کارگرانشان می باشد؟

آیا شیوه ای برای ارزیابی تاثیر هر برنامه آموزشی تان دارید.

ترجمه آقای عبداالله واحدی

خانم سارا دهنوی

 

۱۳٩٠/٢/۱ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط حمیدرضا نظرات ()
تگ ها: